
دو راهی دشوار واشنگتن؛ مذاکره با ایران یا ورود به جنگی بیپایان؟
واشنگتن در آستانه پایان آتشبس با ایران، میان بازگشت به مذاکره و ادامه جنگی پرهزینه قرار گرفته است؛ جنگی که تنگه هرمز و امنیت انرژی جهان را تهدید میکند.
به گزارش نماد اقتصاد، با نزدیک شدن به موعد پایان آتشبس شکننده میان ایران و آمریکا، این بار بیش از تهران، واشنگتن در برابر یک انتخاب دشوار قرار گرفته است: پذیرش یک توافق متوازن و اجرای تعهدات پیشین یا بازگشت به جنگی که دامنه، هزینه و نقطه پایان آن قابل پیشبینی نیست.
تحولات ماههای گذشته نشان داده است که فشار نظامی و اقتصادی نتوانسته ایران را به پذیرش شروط حداکثری آمریکا وادار کند. در مقابل، توان تهران برای اثرگذاری بر معادلات منطقه، امنیت پایگاههای آمریکایی و جریان انرژی در تنگه هرمز، هزینه ادامه رویارویی را برای واشنگتن افزایش داده است.
گزارشهای منتشرشده در رسانههای خارجی نیز از اختلاف در دولت دونالد ترامپ درباره ادامه مسیر حکایت دارند. بخشی از ساختار سیاسی آمریکا خواهان تشدید حملات است، اما جریان محتاطتر هشدار میدهد که گسترش عملیات میتواند آمریکا را درگیر جنگی طولانی، چندجبههای و پرهزینه کند؛ جنگی که حتی حملات گسترده هوایی نیز تضمینی برای پایان موفقیتآمیز آن ایجاد نمیکند.
تهران خواهان امتیاز تازه نیست؛ اجرای تعهدات قبلی را مطالبه میکند
برخلاف روایت واشنگتن که ایران را مسئول توقف روند دیپلماتیک معرفی میکند، موضع اعلامشده تهران بر بازگشت آمریکا به تعهدات پیشین استوار است.
رویترز روز ۱۲ اوت به نقل از یک مقام ارشد ایرانی گزارش داد که مذاکرهای درباره تمدید آتشبس انجام نشده و واشنگتن پیش از درخواست هرگونه اقدام تازه از تهران، باید به مفاد توافق موقت قبلی بازگردد و جدول زمانی مشخصی برای اجرای تعهدات خود ارائه کند.
ایران میگوید آمریکا به تعهداتی مانند رفع محاصره بنادر، آزادسازی داراییهای مسدودشده و کاهش فشارهای اقتصادی عمل نکرده است. در مقابل، واشنگتن بازگشایی کامل تنگه هرمز و پذیرش محدودیتهای جدید در حوزههای هستهای، موشکی و منطقهای را مطالبه میکند.
از دید تهران، پذیرش مطالبات جدید بدون اجرای تعهدات قبلی، به معنای تکرار تجربهای است که در آن ایران امتیاز میدهد، اما آمریکا امکان عقبنشینی یکجانبه یا بازگرداندن فشارها را برای خود حفظ میکند. به همین دلیل، مطالبه تضمین و اقدام عملی پیش از ورود به مرحله تازه مذاکرات را میتوان بخشی از تلاش ایران برای ایجاد توازن در روند دیپلماتیک دانست.
چرا آمریکا نتوانست ابتکار عمل را در دست بگیرد؟
در ماههای گذشته، دونالد ترامپ بارها از حملات گسترده، تعیین ضربالاجل و «آخرین فرصت» برای ایران سخن گفته است. بااینحال، بسیاری از این تهدیدها پس از رایزنی میانجیها، افزایش نگرانی کشورهای منطقه یا ارائه پیشنهادهای تازه به تعویق افتادهاند.
آسوشیتدپرس در گزارشی، این روند را الگویی متشکل از تهدید نظامی و عقبنشینی در آخرین لحظات توصیف کرده است. تکرار این رفتار نشان میدهد فاصله قابلتوجهی میان ادبیات تهاجمی کاخ سفید و امکان اجرای یک جنگ گسترده و کنترلشده وجود دارد.
رویترز نیز گزارش داده است که ترامپ در اوایل اوت مدعی آغاز مذاکرات با ایران شد و آن را آخرین فرصت تهران نامید، اما سخنگوی وزارت امور خارجه ایران وجود چنین مذاکراتی را رد کرد. این اختلاف روایت نشان داد واشنگتن میکوشد انتقال پیام از طریق میانجیها را بهعنوان مذاکره معرفی کند، در حالی که ایران حاضر نیست بدون تعیین چارچوب، دستور کار و تعهدات روشن، تماسهای غیرمستقیم را مذاکره رسمی بداند.
در واقع، سیاست تهدید و ضربالاجل نهتنها ایران را به عقبنشینی وادار نکرده، بلکه اعتبار زمانی تهدیدهای آمریکا را نیز کاهش داده است. واشنگتن اکنون ناچار است میان اجرای تهدیدهایی با پیامدهای سنگین و پذیرش دیپلماسی بر پایه امتیازهای متقابل یکی را انتخاب کند.
تنگه هرمز؛ اهرمی که معادله فشار را تغییر داد
تنگه هرمز به مهمترین نقطه آسیبپذیری آمریکا و متحدان آن در بحران تبدیل شده است. ایران با برخورداری از موقعیت جغرافیایی، ظرفیت نظامی و اشراف بر این آبراه، نشان داده است که امنیت انرژی جهان را نمیتوان جدا از امنیت و منافع ملی ایران تعریف کرد.
آسوشیتدپرس گزارش داده است که پیش از آغاز جنگ، حدود یکپنجم نفت و گاز طبیعی معاملهشده در جهان از تنگه هرمز عبور میکرد. اختلال در این مسیر، قیمت سوخت، هزینه بیمه کشتیها، نرخ حملونقل و بهای کالاهای اساسی را افزایش داده است.
آمریکا برای کاهش فشار ناشی از بحران، معافیت قانون «جونز» را برای ۹۰ روز دیگر تمدید کرده است تا کشتیهای خارجی بتوانند در انتقال برخی محمولههای انرژی و کشاورزی میان بنادر این کشور مشارکت کنند. این اقدام نشان میدهد پیامدهای بحران تنها متوجه ایران نیست و اقتصاد آمریکا نیز از ادامه اختلال در زنجیره انرژی آسیب میبیند.
از این منظر، تنگه هرمز برای ایران صرفاً ابزار تهدید نیست، بلکه وسیلهای برای بازگرداندن توازن به تقابلی است که آمریکا در آن از تحریم، محاصره دریایی و قدرت نظامی استفاده میکند. پیام تهران روشن است: واشنگتن نمیتواند صادرات، بنادر و اقتصاد ایران را هدف قرار دهد و همزمان انتظار داشته باشد جریان انرژی منطقه بدون هزینه و محدودیت ادامه یابد.
حمله ممکن است؛ کنترل پیامدهای آن دشوار است
آمریکا از توان اجرای حملات گسترده هوایی و موشکی برخوردار است و میتواند از بمبافکنهای راهبردی مانند B-2 استفاده کند. بااینحال، توانایی آغاز حمله با توانایی پایان دادن به جنگ یکسان نیست.
وسعت جغرافیایی ایران، پراکندگی مراکز نظامی، وجود تأسیسات زیرزمینی، توان موشکی و پهپادی و ظرفیت پاسخگویی منطقهای، دستیابی آمریکا به یک پیروزی سریع و کمهزینه را با تردید جدی روبهرو کرده است.
ایران ابزارهای متعددی برای پاسخ متقابل در اختیار دارد؛ از هدف قرار دادن پایگاهها و تجهیزات نظامی آمریکا تا اعمال فشار بر مسیرهای دریایی و افزایش هزینه حضور واشنگتن در منطقه. به همین دلیل، نگرانی اصلی فرماندهان آمریکایی فقط موفقیت موج نخست حملات نیست، بلکه زنجیره اقدام و واکنشی است که ممکن است پس از آن آغاز شود.
شورای روابط خارجی آمریکا نیز تأکید کرده است که واشنگتن برای رسیدن به اهداف حداکثری خود گزینههای آسانی در اختیار ندارد و مسیر نظامی روشنی برای تحقق تغییرات بنیادین در ایران دیده نمیشود.
این ارزیابی نشان میدهد بازدارندگی ایران، برخلاف برخی ادعاهای سیاسی در واشنگتن، از میان نرفته است. حتی اگر آمریکا بتواند خسارتهایی وارد کند، همچنان باید هزینه پاسخ ایران و احتمال گسترش جنگ را محاسبه کند.
فشار جنگ بر توان جهانی آمریکا
تمرکز نظامی آمریکا بر خاورمیانه فقط هزینه منطقهای ندارد، بلکه بخشی از توان این کشور را از دیگر مناطق راهبردی منحرف کرده است.
آسوشیتدپرس گزارش داده است که انتقال ناو هواپیمابر «یواساس جورج واشنگتن» از اقیانوس آرام به خاورمیانه، غرب اقیانوس آرام را بهطور موقت بدون ناو هواپیمابر آمریکایی گذاشته و نگرانیهایی میان متحدان واشنگتن درباره تعهد این کشور به مهار چین ایجاد کرده است.
این تحول یکی از هزینههای کمتر دیدهشده تقابل با ایران است. آمریکا برای افزایش فشار در خاورمیانه ناچار شده بخشی از ظرفیت مورد نیاز خود در رقابت با چین را جابهجا کند. ادامه جنگ همچنین فرسودگی تجهیزات، طولانی شدن مأموریت نیروها و افزایش هزینههای نگهداری و پشتیبانی را در پی خواهد داشت.
بنابراین، زمان لزوماً فقط به زیان ایران عمل نمیکند. هرچه درگیری طولانیتر شود، هزینه اقتصادی، نظامی و راهبردی آن برای آمریکا و متحدان منطقهایاش نیز افزایش خواهد یافت.
ایران چرا بر تضمینهای عملی تاکید دارد؟
پنج موضوع اصلی در مسیر توافق قرار گرفتهاند:
- پایان محاصره بنادر و فشارهای دریایی علیه ایران؛
- رفع یا کاهش مؤثر تحریمهای اقتصادی؛
- آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران؛
- تعیین چارچوب برنامه هستهای و سطح غنیسازی؛
- رسیدگی به اختلافها درباره توان موشکی و تحولات منطقه.
واشنگتن انتظار دارد ایران پیش از دریافت امتیازهای اقتصادی، درباره تنگه هرمز و برنامههای دفاعی خود اقدام کند. تهران نیز تاکید دارد تجربه توافقهای گذشته نشان داده است که وعدههای سیاسی آمریکا بدون تضمین اجرایی کافی نیست.
از نگاه ایران، برنامه موشکی بخشی از توان دفاعی کشور در برابر تهدیدهای خارجی است و مذاکره درباره آن، بدون ایجاد ترتیبات امنیتی معتبر برای منطقه، میتواند توازن بازدارندگی را از بین ببرد. همچنین تهران نمیخواهد امتیازهای خود را پیشاپیش واگذار کند و سپس برای دریافت منافع اقتصادی منتظر تصمیمهای واشنگتن بماند.
راه عبور از این بنبست، مطالبه عقبنشینی یکجانبه از ایران نیست؛ بلکه طراحی سازوکاری مرحلهای، همزمان و قابل راستیآزمایی برای اجرای تعهدات هر دو طرف است.
میانجیها و تلاش برای مهار رفتار واشنگتن
پاکستان و قطر طی ماههای گذشته به مهمترین واسطههای سیاسی میان تهران و واشنگتن تبدیل شدهاند. نقش این کشورها تنها انتقال پیام نیست؛ آنان همچنین میکوشند از اقدامهای ناگهانی آمریکا و گسترش جنگ به دیگر کشورهای منطقه جلوگیری کنند.
کشورهای منطقه بهخوبی میدانند پیامدهای درگیری گسترده محدود به ایران نخواهد ماند. پایگاههای آمریکا، تاسیسات نفت و گاز، بنادر، فرودگاهها و مسیرهای دریایی سراسر منطقه ممکن است در معرض تهدید قرار گیرند.
به همین دلیل، نگرانی دولتهای منطقه از بازگشت جنگ را میتوان یکی از عوامل مؤثر بر تعویق حملات آمریکا دانست. برای این کشورها، توافقی که حقوق و نگرانیهای امنیتی ایران را نیز در نظر بگیرد، کمهزینهتر از همراهی با سیاست فشار حداکثری واشنگتن است.
سه مسیر پیشروی واشنگتن
پذیرش توافقی متوازن
در این سناریو، آمریکا اجرای بخشی از تعهدات خود، از جمله کاهش محاصره و فشارهای اقتصادی را آغاز میکند و ایران نیز بهصورت همزمان محدودیتهای دریایی را کاهش میدهد. سپس مذاکرات درباره موضوعات اختلافی در چارچوبی مرحلهای ادامه پیدا میکند. این گزینه بیشترین امکان را برای پایان پایدار بحران دارد، زیرا بهجای درخواست امتیاز یکطرفه از ایران، بر اقدام متقابل استوار است.
تداوم وضعیت نه جنگ، نه صلح
در این حالت، حملات گسترده از سر گرفته نمیشود، اما تحریمها، تهدیدهای نظامی، درگیریهای محدود و مذاکرات غیرمستقیم ادامه پیدا میکند. این وضعیت ممکن است موقتاً از جنگ جلوگیری کند، اما هزینه اقتصادی و امنیتی آن برای آمریکا و منطقه بهتدریج افزایش خواهد یافت.
بازگشت به جنگ گسترده
اگر جریان تندرو در واشنگتن دست بالا را پیدا کند، امکان ازسرگیری حملات وسیع وجود دارد. آمریکا میتواند خسارتهایی به ایران وارد کند، اما با پاسخهای متقابل، ناامنی تنگه هرمز، تهدید پایگاههای منطقهای و افزایش قیمت جهانی انرژی روبهرو خواهد شد.
در چنین وضعیتی، آمریکا ممکن است آغازکننده مرحله تازه جنگ باشد، اما قادر نخواهد بود دامنه، مدت و نقطه پایان آن را بهتنهایی تعیین کند.
تصمیم اصلی اکنون در واشنگتن گرفته میشود
ایران اعلام کرده است که مسیر دیپلماسی را بهطور کامل نبسته، اما مذاکره را در شرایط تهدید، محاصره و اجرا نشدن تعهدات قبلی نمیپذیرد. این موضع، برخلاف روایت آمریکا، به معنای مخالفت با توافق نیست؛ بلکه تأکید بر مذاکرهای متوازن و دارای ضمانت اجرایی است.
تحولات میدان نیز نشان داده است که سیاست فشار حداکثری نتوانسته تهران را به تسلیم وادار کند. ایران همچنان از ظرفیت پاسخ نظامی، موقعیت راهبردی تنگه هرمز و قدرت اثرگذاری منطقهای برخوردار است. در مقابل، هزینههای اقتصادی و نظامی جنگ برای واشنگتن رو به افزایش است و تمرکز آمریکا بر ایران، دیگر اولویتهای جهانی این کشور را نیز تحت فشار قرار داده است.
اکنون واشنگتن باید تصمیم بگیرد آیا واقعیتهای میدانی را میپذیرد و به توافقی مبتنی بر تعهدات متقابل تن میدهد یا با ادامه سیاست تهدید، منطقه را به سوی جنگی میبرد که پیروزی سریع و خروج کمهزینهای از آن متصور نیست.
در این چارچوب، تمدید آتشبس بیش از آنکه آزمونی برای ایران باشد، آزمونی برای آمریکاست: آیا کاخ سفید حاضر است از زبان تهدید فاصله بگیرد و تعهدات خود را اجرا کند یا بار دیگر هزینه شکست دیپلماسی را به منطقه و اقتصاد جهانی تحمیل خواهد کرد؟
یگانه بختیاری فردیس
مشاهده دیگر مطالباخبار مرتبط

چرا ترامپ رسانهها را به «حبس طولانی» تهدید کرد؟

مذاکره و آتشبس ایران و آمریکا به کجا رسید؟ / دیپلماسی در هرمز ادامه دارد

چرا ترامپ حمله نظامی به ایران را تعلیق کرد؟

چرا ترامپ حملات جدیدش به ایران را متوقف کرد؟

ایران ابتکار عمل میدانی را حفظ کرد

 copy.webp)
۰ دیدگاه